ذبيح الله صفا

1219

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

جوينى و جوابهاى شيخ است . جامع كليات سعدى در مقدمهء اين رساله شرحى در ذكر علّت وجودى رساله داده است . آنچه از كلام سعدى درين رساله مىبينيم مقرونست بعبارات بديع و ظرافتى كه از جانب سعدى معهودست . 3 ) رساله در عقل و عشق كه پاسخ سعدى است ، به كسى بنام سعد الدّين كه از شيخ سؤالى بنظم كرده و در آن ابيات گفته بود : « مرد را راه به حق عقل نمايد يا عشق ؟ » و سعدى اگرچه در جواب بعجز خود اقرار كرده و فرموده است كه « راه از بينندگان پرسند و اين ضعيف از بازماندگانست » ليكن سؤال را بىجواب نگذاشته و مانند ديگر مشايخ متصوّفه در بحث خود عشق را براى وصول به حق بر عقل رجحان نهاده است . شيوهء نويسندگى درين رساله اساسا ساده و تاحدّى نزديك بروش نويسندگى شيخ در گلستانست . 4 ) نصيحة الملوك كه در پاره‌يى از نسخ قديم « نصايح الملوك » ناميده شده ، رساله‌ييست در نصيحت در باب سياست كه سعدى آن را به خواهش يكى از دوستان نوشت و گفت : « در نصيحت ارباب ملك و مملكت شروع كنيم به حكم آنك يكى از دوستان عزيز جزوى درين معنى تمنّى كرد بفهم نزديك و از تكلّف دور . . . » . اين رساله نثرى ساده و بسيار فصيح بشيوهء استادان قديم دارد ، و البته بنابر شيوهء عامّ سعدى هرجا كه بصرافت طبع وزنى و سجعى و بيتى جاى خود را پيدا كرده باشد در آن آمده است امّا نه بوفور . نصيحة الملوك متضمن مقدارى نصايح و مواعظ است همراه با حكايات كوتاه و در حقيقت آن را بايد دستور مملكت‌دارى شمرد . در كليات شيخ برسالات ديگرى باز مىخوريم كه بعضى حكم نامه‌هايى از او دارد مانند نامه‌يى كه در موعظت امير انكيانو حاكم معولى فارس نوشته و بعضى ديگر مانند رساله در تقرير ديباچه و حكايت شمس الدين تازيكوى و ملاقات شيخ با اباقا كه معلوم نيست مستقيما از شيخ باشد و ظاهرا روايت ازوست و براى كسب اطلاع بيشتر دربارهء آنها خوبست كه بكلّيات شيخ مراجعه شود .